تبلیغات
وبلاگ دانشجویان دانشکده علوم پزشکی تربت جام - خاطرات و خطاهای کارآموزی!!!
 
وبلاگ دانشجویان دانشکده علوم پزشکی تربت جام
درباره وبلاگ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پرستاری هنری است بینظیر و تخصصی است بیهمتا.
پرستاری تنها مراقبت از علایم حیاتی بیمار نیست؛ فقط نگاهبانی از مرز حیات بیمار نیست؛
بلکه دمیدن روح زندگی است در تن رنجور بیمار؛ وزش نسیم محبت است و جاری کردن زلال امیدواری در بدن خسته بیمار؛
پرستاری حفظ جان بیمار است و تقویت روح او؛ درمان زخمهای بیمار است و مرهم نهادن بر زخمهای درون او.
پرستاری آمیختن طبابت جسم است با طبابت روح؛ روشن نگه داشتن چراغ حیات بیمار است و درخشان کردن خورشید ایمان و اعتمادش به زندگی.
برای همین است که پرستاری هنر است و تخصص.
پرستاری یعنی:
تخصص منهای تجویز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همدانشگاهی های گُلی که دوست دارن با ما و وبلاگ ما همراه بشن،زیر پست های من یا حسین ابراهیمی، پیغام بگذارن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ما پذیرای تبادل لینک با وبلاگ های دانشجویان علوم پزشکی هستیم.
ولی تمام درخواست های غیرمرتبط بدون بررسی حذف خواهند شد.

مدیر وبلاگ : فعلاً ...
پنجشنبه 6 شهریور 1393 :: نویسنده : فعلاً ...


خب! طبق قولی که دادم، وقت اعتراف هست!

شما هم اگر ازین اشتباهات دارین در نظرات بزارین، تا با اسم خودتون یا بدون نام به همین مطلب اضافه بشه.
البته فقط مربوط به کارآموزی و اشتباهات پرستاری تون باشه تا علاوه بر کمی مضاح درس عبرت بشه و بار آموزشی هم داشته باشه!
البته تمام خاطرات مفرقه(غیر از خطاهای بالینی) خودتون رو میتونید در نظرات بزارید تا با هم شریک شیم!!
در هر حال اعتراف کردن ادمو سبک میکنه!!!

البته سعی کنید در هر مورد موضوع به سه سؤال پاسخ دهید:

·         من از این تجربه چه آموختم؟

·         در موقعیتهای مشابه در آینده باید چگونه عمل کنم؟

·         پرستاری و تئور ی های مربوطه، چگونه  این موقعیت را توضیح می دهند؟


شماره 1 : کفلین

اون اوایل منتظر میشدیم پرستار ها دارو رو اماده کنن و بدن ما بریم اجرا کنیم فقط.
روی کاغذ دارو های هر تختو مینوشتن یا چون مریض کم بود هر نفری یکی دو تا مریض همینجوری میگفتن.
ما هم که حواس پرت! .....

شماره2: اولین تزریق
شماره3: پنی سیلین جی
شماره4: کاتاراکت
شماره5: توصیه پرستاری

شماره6: ترمومتر ، ارسالی از حسین ابراهیمی
شماره 7: کفلین2 ارسالی از active nurse
شماره 8 : گارو. ارسالی از بماند107
شماره 9: سفتریاکسون. ارسالی از بماند107

شماره 10: آنژیوکت زدن 3 نفری و آن کردن اش!! ارسالی از بماند 107
شماره 11: اولین تزریق2 ، ارسالی از یکی از خانمهای ترم3 سابق (ورودی91)
(با دو روابت!!)
 در ادامه مطلب...
شماره 1 : کفلین

اون اوایل منتظر میشدیم پرستار ها دارو رو اماده کنن و بدن ما بریم اجرا کنیم فقط.
روی کاغذ دارو های هر تختو مینوشتن یا چون مریض کم بود هر نفری یکی دو تا مریض همینجوری میگفتن.
ما هم که حواس پرت!
من با خودم حساب کردم که هر تختو کی رفته و انجام داده، دیدم یه تخت جا مونده!
از پرستار پرسیدم که تخت 4 چی داره؟ داروهاشو دادن؟ یه نیگا کردو گفت اگه ندادن برو بزن، یه سفتریاکسون داره فقط!
و در حالیکه که به ترالی داروهای اماده شده اشاره میکرد،منم یه نیگا کردم و سرنگی که محلول زرد  داشتو رو برداشتم به حساب سفتریاکسون!
خوشهال! (نخندین ترم2 بود دیگه!) بدو رفتم تو اتاق کارو یه ست سرم و نرمال برداشتم.برچسبم زدمو رفتم!
مریضه هم از قضا پسردایی اقای ح.م بود! خوش و بش کنان براش وصل کردم و اومدم تا تموم بشه!
وقتی برگشتم، یکی گفت کی کفلین منو برداشته! الان اماده کردم!! من  :|
به اون یکی پرستار گفت من تخت 4 رو اونوقتی دادم الان کفلین تخت 3 رم میدم یاداشت کنین تو پرونده اش!!
همچنان من :| :| :|
رفتم بهش گفتم سفتر تخت 4 رو تو دادی؟!
 گفت اره چطور مگه؟
گفتم اون سرنگه که زرد بود داخل ترالی چی بود پس؟
گفت کفلین بود دیگه! کفلین زرد میشه!!
هیچی دیگه تازه فهمیدیم! به بیچاره علاوه بر یه سفتر یه کفلین هم دادم!!به پرستار رفتیم گفتیم! پرستار با یه نگاه عاقل اندر سفیه گفت ایرادی نداره، کفلین کم عارضه است،بعدم متوجه شد و گفت حتما هم با میکرو براش گذاشتی؟ گفتیم اره، گفت یه میکرو برا سفتر بالا سرش داشت که!
برو سریع اون یکی رو اوت کن که برا ما ایراد میگیرن!!
هیچی دیگه بعدم هم به اقای ح.م اطلاع دادیم که به فامیلت سفارشی چند مدل انتیبیوتیک دادیم که که حال کنه فقط!!

راه حل :همیشه سعی کنین کاردکسو خودتون بخونید و داروی مریضاتونم خودتون از رو کاردکس بدین.
با شماره تخت کار نکنین! و همیشه با اسم بیمارتون کار کنید.
سعی کنید از گزارش رو هم خودتون رو پرونده ها بنویسید،
چون موقع نوشتن یادتون میاد اقدامات و داروهایی که به بیمارتون دادین درست و کامل بوده یا نه.
خودتون امضا کنید و از پرستار بخواین فقط اخرش تایید کنه و یا کم و کاستی هاشو بهتون بگه و اضافه کنه.


شماره 2 : اولین تزریق

 (این خاطره با دخل و تصرف هست از جایی منتها چون برا ماهم اتفاق افتاده، ازحالت همون نقل قول استفاده کردم)
تو درمانگاه بودیم که اکبر و هادی میخاستن برای اولین بار یک تزریق عضلانی و انجام بدن ؛ 2 نفری تمام وسایل لازم رو برمیدارن و میرن بالا سر مریض.
(اکبر و هادی اسامی خیالی هستن تااساتید لو نرن!!)
قرار میشه این تزریق رو هادی انجام بده و اکبر نظاره گر باشه
به مریض میگه حاجاقا به شکم بخواب تا بزنم!
داخل اتاق کار امپول رو میکشن و میرن تا تزریقو بالا سر بیمار انجام بدن.
هادی یه جا رو نشون میده و اهسته میگه: اکبر همینجا خوبه؟؟
اکبر: آره بابا بزن برو
هادی: چقدر داخل بره؟
اکبر: همشو
هادی: مطمئنی؟
اکبر آره
هادی قصه ما به صورت دارتی آمپول رو میزنه!
اکبر : خاک برسرت کنن هادی پنبه الکل نکشیدی چرا پنبه برنداشتی؟؟؟
در این لحظه هادی آمپول رو میکشه بیرون بدون اینکه تزریقی کرده باشه!!!
اکبر: دیوانه چرا کشیدی بیرون باید تزریق میکردی حالا پنبه نکشیدی زیاد مهم نبود!!
هادی : آخه هوا گیری نکرده بودم!!
در تزریق عضلانی 6 چیزو در نظر داشته باشید!
1- آن بازی نکنید و همه چیز از کشیدن تا انجام دادن باید استریل باشه!!
2- محل تزریق رو دقیق در ذهنتون ترسیم کنید!!
3- تا جای ممکن deep ولی نه کامل، تا درصورتی که اتفاقی نیدل شکست بشه اونو راحت از بدن بیمار کشید بیرون!
4- آسپیره کنید تا تزریق عضلانی تون وریدی یا شریانه نشه!! خیلی از دارو های عضلانی مثل لیدوکائین اثرات قلبی دارن!
5- هواگیری مهمه ولی نه اونجور! چون اگه کل سرنگتون هم هوا باشه باز هم مشکلی ایجاد نمیشه!اون هم در عضلانی.
در تزریق عضلانی داروهایی آسیب رسان ،بعضا توصیه میشه مقداری هوا هم تزریق بشه تا دارو به بیرون محل تزریق درز نکنه.
6- دارتی به این معنی نیست که مثل کلاه قرمزی تزریق کنید!! یعنی اینکه نیدلی که به بدن بیمار نزدیک شده رو سریع به بدن اش وارد کنید!

شماره 3: پنی سیلین جی !!!!

بیمار اومد تا یه تزریق داشت انجام بده، داروهاشو که داد پرسیدم قبض گرفتی؟(درمانگاه بود آخه) گفت نه،
گفتیم برو قبض بگیر و بیا برات بزنیم، ما هم از خدا خواستیم یه مریض اومد! فوری اب مقطرشو کشیدیم ولی دارو رو گذاشتیم بالا سرش حل کنیم که رسوب نده!
که یهو مریض اومدو گفت نمیخوام! تایباد(یه شهر کوچیک گفت یادم نیست) 2300 میزنن اینجا 2600 میزنن! میرم همونجا!!
ماهم گفتیم ایراد نداره حاج آقا فقط آب مقطرتو کشیدیم ، در سرنگو بستیم و دادیم بره!
این بنده خدا هم تا دربیمارستان رفته بود و با خودش گفته بود این تا اونجا برسه از سرنگ میریزه بیرون!
برگشتو همین حرفو به مازدو قبضم داد، چشتون روز بد نبینه!!
دارو یکی از دوستان کشید و سریع خواست بزنه و هنوز یک سی سی نرفته بود داخل نیدل رسوب کرد! حالا هی فشار به سرنگ! سرنگم گیر کرده بود!
که یه هو نیدل از سرنگ جدا شد و پوپس صدا داد!!! مایع تزریق به صورت یه گرد آرد مانندی رو هوا پخش شد!!
قیافه ی ما 3 تا رو هم در حالی که صورت و روپوش و اتیکت هامون از لک های پنی سیلین جی کامل سفید شده بود رو تصور کنید!!!

در همین حال بیمار بااون صدا برگشت و یه نیگا به سرنگ کرد و یه نیگا به قیافه ی ما 3 تا و یه نیگا به نیدلی که در محل تزریق جا مونده بود که یه هو یکی دیگه از دوستان خیلی با خونسردی گفت: ایراد نداره حاج آقا الان درستش میکنم و سریع نیدلو از اندام بیمار درآورد و فرستاد تو سفتی باکس!!!

مریض بیچاره لباسشو بالا کشیدو به صورت لنگ لنگان! رفت بیرون و رو به ما که داشتیم نگاش میکردیم کرد و در حالی که محل تزریق و پاشو نشون میداد گفت:
نگاه کنین چی کار کردین!! نمیتونم راه برم!!! و در حالی که زیر لب بدو بیا میگفت از محل دور شد!!!
هیچی دیگه ما هم که این صحنه رو دیدیم یاد کارمون افتادیم از خنده ترکیدم تا 2 روز!! ولی دلمونم برا اون بنده خدا میسوخت!!
اگه اب مقطرشو نمیکشیدیم میرفت درمانگاه شهرشون انجام میداد!!!

نکته اول: پنی سیلین جی خیلی سریع رسوب میده! زودتر ازاونچه تصور کنین باید انجام اش بدین!!
2- سرنگو به نیدل خوب محکم وصل کنید
3- اگر رسوب داد، امپولو خارج کنین و دوباره یه کم اب مقطر بکشین و تکون بدین و اینبار سعی کنین درست باشه!!
4- به توصیه رو دیوار به این مضمون : "همکاران عزیز از پخش کردن داروی تزریق به درودیوار اتاق خودداری کنید" توجه فرمائید!!

شماره 4: کاتاراکت (شاهکاری اینجانب!!)(بخش جراحی ترم3!)

من در حالی که تازه پانسمان چشم چپ یه بیمار رو عوض کرده بودم اومدم طرف استیشن.
پرستار: اون بیماره هست که چشمش مشکل داره، کاتاراکت،چون عمل رو چشم چپش هست از دست راستش رگ بگیر،
دوباره پرستار: چشم چپ، دست راست! حواست باشه!!
من در حالی که تصور میکردم همون مریضی که پانشمانشو عوض کردم رو میگه رفتم تو اتاق کار و وسایل رگ گیری رو برداشتم.
یه بیمار اونجا بود که ظاهر چشماش سالم بود!!! اومد طرفمو گفت: گفتن منتظر باش بیان رگ بگیرن ازت! منم با خونسردی گفتم صبر کن یه مریض دارم باید بره اتاق عمل رگ اونو اول میگیرم میام اینجا!!
رفتم سراغ بیمارو گفتم اومدم رگتو بگیرم، این بنده خدا هم گفت برا چی؟ گفتم بعدازظهر عمل داری!! چشمتو باید عمل کنن!
مریض در حالی که تعجب کرده بود پرسید، دکتر که صبح گفت مرخصی! گفتم من نمیدونم دکترت به ما گفته بعدازظهر میخواد چشمتو عمل کنه!!!
خلاصه به هر وضعی بود رگشو گرفتم از دست راست با توجه به زخم چشم چپش!!
بعد از اینکه خوب چسب کاری کردم و داشتم میرفتم که گفت: پس این یکی چی!؟
یه نگاه کردم دیدم اهه، اون دستشم رگ داره!! گفتم راجب اون به من چیزی نگفتن! گفتن چون چشم چپت عمل داره از دست راستت باید رگ بگیرم!
اونم احتمالا سر عمل لازمت میشه و بلافاصله صحنه رو ترک کردم!
به استیشن که رسیدم یه هو پرستار گفت مگه نگفتم ازون مریضه رگ بگیر!!
من :|
یه هو اقای ع.ع گفت که خب به ما نگفته بودن از کدوم دستش بگیریم، بعد خانم س.ج گفت: اره ما که نمیدونستیم دیدیم دست چپش رگش مشخصه از همون گرفتیم، (در حال بحث با پرستار) دوباره به من گفت به تو که گفتم ، منم گفتم خب منم گرفتم مگه چی شده!!؟
باز دوباره آقای ع.ع : این یه مریض دیگه رو میگه ما یه مریض دیگه!! پرستار گفت باشه و تموم شد، ما هم اومدیم اینور.
از خانم س.ج پرسیدم چی شده بود پرا با پرستاره بحث میکردین؟ گفت یه بیمار کاتاراکتی داخل اتاق کار بود رفتیم ازش رگ بگیریم، اقای ع.ع از دست راستش رفت رگش خراب شد، از من کمک خواست من از دست چپش گرفتم، یه هو این پرستارش اومد میگه بابا از دست چپش رگ نباید بگیرین این چشم راستش عمل داره و فلان و ازین حرفا و ... تا اینکه اومدیم تو استیشن و داشتیم صحبت میکردیم که به ما نگفتن و ادامه بحث که من رسیدم!!!

اینو که شنیدم تازه فهمیدم عجب گاف خرابی دادم!!! از مریضی که بعد از ظهر مرخصه!!! یه ذره هم شاکی هست!! چشمشم سالمه!! با دو تا آنژیوکت که هرکدوم تو یه دستش هست!! چه واکنشی بعد از این گاف انتظار داشتم!!! گفتم چی کار کنم چی کار نکنم رفتم و به سرپرستار خوب بخش گفتم با یه کم خنده گفت که اون رگ قبلیش ماله کی هست؟ گفتم دو روز پیش!! گفت عیب نداره فردا باید عوض میشد!! برو اون رگ قبلیرو در بیار!! (نگفتم بعداز ظهر مرخصه!)

حالا من راه حلو داشتم ولی نمیتونستم با مریض بیچاره رو برو بشم!! به خانم س.ح.ز گفتم مریض تخت8 دوتا رگ داره!! رگ قدیمی شو بکشین!! خانم س.ح.ز: چرا؟ چرا خودت نمیری؟ من : شما سریع برین بهتون توضیح میدم!!
رفت و برگشت و گفت یه ذره از سرم اش مونده بود براش وصل کردم به این دستش باز کردم بره براش!! بعدم بهش توضیح دادم عجب گافی بوده!!
فرداش که اومدیم، دیدیم هنوز هست و مثل اینکه دکترش از ترخیص اش پشیمون شده بود،و خدا و ماه و فلک دست به دست هم داده بودن تا اون رگش استفاده بشه!!

1- از مریض بستری هیچوقت رگ نگیرین مگر تاریخ رگ قبلیش گذشته باشه!!!
2- اسم مریضو همیشه بپرسید!!
3- از بیماریش بپرسین!!
4- محل استقرار بیمارتونو بپرسید!!
5- چک کنین قبلا ازش رگ نگرفته باشن!!!

شماره 5 : توصیه  پرستاری!!!
(اینم از قلم یکی دیگه از دوستانه که بازم چون باز برا ما هم اتفاق افتاده بود!! دوباره ننوشتم و دخل و تصرف بسنده کردم!!)

روزای اول کارآموزیم بود . طبق معممول ، استاد به هر کدوممون یه مریض داد که علائم حیاتی بگیریم و کاردکسو پرنده خونی و این چیزا و کاراشو انجام بدیم ....
از قضا بیمار من یه خانم جوون بود، فشارشو که گرفتم ، دیدم پایینه !!!!  گفتم مگه صبحانه نخوردی ؟؟؟!!! گفت: نه!!! گفتم : خب یه چیزی بخور جون بگیری ، فشارت خیلی پایینه . قشنگ چای و صبونه تو بخور و ....
خلاصه اونم قبول کرد و اومدم بیرون از اتاق .
یکی دو ساعت بعد دیدم پرستارش بیمارمو سوار ویلچر کرده و داره از اتاق میاد بیرون ! تو راهرو بهش گفت : صبحانه که نخوردی ؟؟؟
گفت : چرا . هم صبحانه خوردم ، هم چای !! که یهو پرستار دستاشو زد به کمرشو گفت : خب دستاتو بشور بیا منم بخور دیگه !!!! مگه تو قرار نبود واسه عملت ناشتا باشی ؟؟؟ ها ؟؟؟؟
حالا که صبونه خوردی ، باید وایستی تا فردا همین موقع ، ناشتا باشی و ببرمت عمل (با ناراحتی و حالت غر زدن) .
دخترک بیچاره هم برگشت یه نگاه به من کرد و هیچی نگفت !! منم سرمو انداختم پایین و از محل دور شدم !!!
هبچی دیگه !!! منم تا اخر وقت تو افق محو بودم!!!
آخه بالا سرش اصلا ننوشته بودن ناشتا .. علم غیب که نداشتم !!! والا به غرعان !!! 

شماره6: ترمومتر ، ارسالی از حسین ابراهیمی

قضیه اینجوریه که آقای x میره روی سر بیمار یه ترمومتر میزاره تو دهنش و منتظر میشه(6متر اونورتر دست به سینه!) که ببینه درجه حرارات بیمار چقدره...یکم میگذره و ترمومتر رو از دهن بیمار در میاره و میبینه درجش تغییری نکرده، برمیداره و یه تکون میده و دوباره میزاره تو دهن بیمار اما بازم درجش تغییر نمی کنه.دوباره ترمومتر رومیزاره تو دهنش اما بازم تغییری نمیکنه...با اطمینان کامل میگه ترمومتر خرابه ...در همین حال بود یکی از دوستان در حالی که زیمنو گاز میزده از خنده هشدار میده که ترمومتر از سر شیشه ایش اندازه گیری نمیکنه!!!

نحوه ی استفاده از ترمومتر:
باید دماسنج رو از سمت شیشه ای بگیرید با حرکت مچ دست اونقدر تکون بدید تا دمای اون زیر 37 درجه برسه.

۱. دهانی(زیر زبانی) یا Orally که باید ترمومتر از سمت فلزی(!!) در زیر زبان قرار بگیرد و برای ۳-۲ دقیقه در زیر زبان نگهداری شود. 2. زیر بغلی یا Axillary که باید ترمومتر در زیر بغل قرار گیرد و برای ۹-۶ دقیقه در زیر بغل نگهداری شود.در این مدل به بیمار میگید که دماسنج رو از سر فلزی در گودی زیر بغل اش قرار بده و همون دست رو روی سینه اش خم کنه، درجه حرارت ناحیه آگزیلاری ۰.۶۵ درجه سانتیگراد کمتر از درجه حرارت مقعد است. مقعدی یا Rectally که باید ترمومتر در ناحیه مقعد به مدت ۳-۲ دقیقه در ناحیه نگهداری شود.بازم از طرف فلزی، قبلش البته باید با لوبرکنت اون رو لغزنده کنین، درجه حرارت رکتالی از بقیه دقیقتر هستند و بعنوان میزان درجه حرارت مرکزی بدن مد نظر قرار می گیرند.


شماره 7: کفلین2 ارسالی از active nurse

یه روز توبخش زنان بودیم ک وقت دارودادن رسید،مام ک توکل کارآموزی سرمون توگوشیوفیس بوکواین حرفابود،
کارآموزیم با خ آزموده بود،
مام ک حواسمون پرت بود،منویکی دیگ ازبچه هارفتیم ک داروبدیم،7،8تایی مریض بودن،توبرگه نوشته بودن 3تاسفا،4تاk‏،حالاماگفتیم سفامیشه همون سفازولین ک همون کفلینه دیگ،رفتیم 7تاکفلین کشیدیم،رفتیم دادیم ب مریضا،حالا بعدتموم شدنش استادگفت قرصارم دادین؟
ماهم یه نگاه اندرعاقلانه بهم کردیموگفتیم کدوم قرصا؟؟؟؟؟
استادم گفت اون3تایی ک میخاستن مرخص شن،قرص سفالکسین داشتن،مام گفتیم حواسمون نبوده فک کردیم همه کفلینه،آی بهمون خندید،آی خندید،
مگه خنده داشت؟؟؟؟والااااااا

نکته: ندانستن عیب نیست!! نپرسیدن عیب است!!!

بیش از 20000 هزار دارو در دنیا شناخته شده است که همگی میتونن خطرناک باشن، اشتباهات دارویی شایعترین اشتباهات در نظام های درمانی است،

برای اطمینان از صحت دارو دادن 5 قانون پرستاری رو رعایت کنید:

1. بیمار درست – Right Patient - ابتدا نام بیمار را بپرسید و سپس دارو را به او بدهید.

2. داروی درست – Right Drug  دستور پزشک یا تجویز کننده را به دقت بخوانید واگر نتوانستید خط پزشک یا تجویز کننده را کامل بخوانید با وی تماس بگیرید

3. روش درست – Right Route داروها با روش های متعددی تجویز می شوند (خوراکی، تزریقی، موضعی، مقعدی، مهبلی و ...) در صورت شک، روش صحیح را بپرسید و اختصارات مربوط به آنها (PO,PR,IM,IV و ...) را یاد بگیرید.

4. زمان درست – Right Time تجویز دارو رأس زمان مقرر به ویژه در آنتی بیوتیک ها حائز اهمیت خاص است تا سطح درمانی دارو در خون ثابت نگه داشته شود زمان تجویز دارو را طوری انتخاب کنید که حتی المقدور با خواب بیمار تداخل نداشته باشد یا مانع خواب بیمار نشود، این نکته از جمله در مورد دیورتیک ها حائز اهمیت است.

5. دوز درست – Right Dose مقدار تجویز شده دارو را باید با دقت تمام بخوانید، در صورت نیاز دوز درست دارو را با دقت محاسبه کنید.- اختصارات مربوط به دفعات تحویز دارو (qd,bid,stat,hs,hold,prs,tds و ...) را بخوبی یاد بگیرید.در صورتی که دارو نیاز به انفوزیون داشته باشد، مقدار دارو، غلظت لازم، سرعت انفوزیون و زمان انفوزیون هر دوز را به دقت تعیین کنید.


شماره 8 : گارو. ارسالی از بماند107

کارآموزیای ترم3، تو اتاق کار و موقع زدن آنژیوکت یه بیمار ،دیدیم گارو نیست،اما آ.ف خیلی ماهرانه سریع یکی از ست های سرم رو باز کردن و به عنوان گارو استفاده کردیم کار به خوبی چیش رفت. از قضا تو درمانگاه،یه خانوم مسن پلاستیک بدست اومد تو اتاقو گفت باید اینادو بزنین ،گفتیم بدود اطلاع مسئولمون نمی تونیم و بعدش خانوم دکتر اومدو گفت دانشجویین؟ زودباشین دودباشی آنژیوکتو بزنین که باید آندوسکوپی بشه و بعدش رفت،یهو اعتمتد بنفسه زد بالا و دس بکار شدیم حالا اینورو بگرد اونورو بگرد گارو رو پیدا نکردیم که چشممون اتاد به ست سرم که اونم از پایه ی سرم آویزون بود و از مریض قبلی بود،خیلی سریع اونو جایگزین گرو کردیم،خ.ش اومد و یه نگا به مریض و یه نگا به ما و از همه بدتر به گارومون(ابتکارمون)انداخت و گفت این چیه؟ ما هم کم نیاوردیم و براش توضیح دادیم که به عنوان گارو استفاده کردیم،یه سری تکون داد و گفت تا حالا زدین ؟گفتیم بله (اونم یه بار).


نتیجه:1- تا زمانی که کارآموزین بدون اطلاع استاد کاری نکنین حتی اگه دکتر بگه 2-هیچ کار غیر اصولی رو انجام ندین حتی اگه یه شخص با تجربه اونو انجام بده 

3- اقدامات پرستاری رو تا وقتی مسلط نشدین، با حضور استاد انجام بدین و در هر حال خودتون رو جای بیمار قرار بدین، و بدونید که حق داره تا نگران امنیت خودش باشه. بهتره اقدامات رو براش توضیح بدید و خودتونو معرفی کنید، اینو در نظر داشته باشید در صورتی که با بیمار ارتباط درستی برقرار کنید و اطمینان کافی از پروسیجر ها بهش بدید، هیچ موقع مانع کار و یادگیری شما روی خودش نمیشه.


شماره 9: سفتریاکسون. ارسالی از بماند107

کارآموزی ترم3بخش داخلی
پرستارگفت برو سفتریاکسون مریضتو بزن منم رفتم زدم و برگشتم به پرستار اطلاع دادم باتعجب گفت مگه ست سرم داشتی ؟ گفتم نه.گفت وریدی زدی؟ گفتم بله با عجله رفت اتاق بیمار و برگشت گفت باید سفتریاکسون انفوزیون میشد.
نتیجه:1-سفتریاکسون باید انفوزیون بشه!!

بخشنامه : با توجه به ثبت ۷۱ مورد مرگ مشکوک به مصرف سفتریاکسون طی سالهای ۱۳۷۷ الی شهریور ۱۳۹۰ در مرکز ADR ایران ونظربه اینکه این فراورده بیشترین تعداد عوارض( ۲۳۸۸ مورد از ۲۸۲۵۱ مورد بیمار دچار عارضه به ثبت رسیده در مرکز ADR ایران ) ونیزبیشترین تعداد موارد مرگ مرتبط با مصرف دارو را دربانک اطلاعاتی عوارض به ثبت رسیده درمرکز ADR ایران به خود اختصاص می دهد رعایت موارد زیر توسط کلیه شاغلین حرف پزشکی در تمامی مراکز دولتی و خصوصی الزامی است.

از تزریق سریع وریدی سفتریاکسون جداً خودداری شده ، انفوزیون وریدی در محلول مناسب حداقل ۱۵ الی ۳۰ دقیقه به طول انجامد

پیش از تجویز یا تزریق سفتریاکسون حتماً در مورد سابقه حساسیت داروئی بیمار نسبت به سفتریاکسون یا سایر سفالوسپورین ها ( مانند سفالکسین ، سفیکسیم ، سفتازیدیم ، سفازولین و...) یا پنی سیلین ها از بیمار سؤال شود .مصرف سفتریاکسون در بیماران با سابقه حساسیت به سفتریاکسون یا سایر سفالوسپورین ها ممنوع می باشد در بیقه موارد هم با احتیاط و مراقبت فراوان.

تزریق سفتریاکسون باید صرفاً توسط افراد مجرب ، در مراکز مجهز به سیستم احیاء انجام گیرد واز تزریق توسط افراد غیر حرفه ای یا در مکانهای غیر از مراکز درمانی مجهز به امکانات احیاء جداً خودداری شود

مصرف همزمان سفتریاکسون با محلولها یا فراورده های حاوی کلسیم در نوزادان حتی به صورت انفوزیون از رگهای متفاوت ممنوع می باشد وحتی الامکان از مصرف محلولها یا فراورده های حاوی کلسیم تا ۴۸ ساعت پس از آخرین دوز سفتریاکسون در تمام گروههای سنی اجتناب گردد استفاده از رقیق کننده های حاوی کلسیم مانند محلول رینگر به منظور آماده سازی سفتریاکسون جهت تزریق ممنوع می باشد

این نکات در باره ی سفتریاکسون به هیچوجه کامل نمیباشد بنابراین درصورتی که اطلاع کافی ازین دارو ندارید به کتاب های داروشناسی و داخلی خودتون مراجعه کنید.نکات تکمیلی مراجعه کنید به شماره 7 



شماره 10: آنژیوکت زدن 3 نفری و آن کردن اش!! ارسالی از بماند 107

کاراموزی ترم 4 بخش جراحی ،یه مریض جدید اومد به بخش،پرستار خودش انژیوکتشو زد ،موقع پایین اومدن از تخت چشمش افتاد به خونای رو زمین گفت اینا خونای منه؟؟؟ اگه قرار باشه هر دفعه همین قد خون ازم بره که میمیرم!!پرستارم گفت نه پدرجان هر چقد خون از دست بدی دو برابرش جایگزین میشه،در واقع خیلی جون دوست و خیلی هم خون دوست بود،بعد یه مدت باید می رفتم سرم یکی از مریضای اتاقی رو که به عهده من بود عوض می کردم،اتفاقا همون اقا بود، به دو اساتیدی که همراهم بودن گفتم هپارین لاگ لازمه گفتن نه تو رو رگشو بگیر ما سریع عوضش می کنیم ،منم رو رگشو گرفتم ولی خونا قولوپ قولوپ میومدن بیرون،تا اساتید سرم رو عوض کردن چسبا پر خون شد، حالا اومدیم سلیقه به خرج بدیم چسبا رو عوض کنیم دستکشا هم پلاستیکی بودن و چسبیده بودن به چسبا،همین طور که داشتیم جدا می کردیم، نصف انژیوکت اومد بیرون،که یکی از اساتید کامل انژیوکتو کشید بیرون چون به نظرش un شده بود، هیچی دیگه سه تایی مون ساکت یه پنبه گذاشتیم روش و یواش یواش از اتاق اومدیم بیرون اون اقا هم احتمالا نفهمید چه دسته گلی به آب دادیم چون چیزی نگفت ، به پرستار گفتیو بنده خدا هم گفت اشکالی نداره دوباره میرم براش می زنم ولی خیییلی خوبه که دو برابر خونش جایگزین میشه.


نکات:

قبل از درآوردن کامل نیدل از آنژیوکت اون رو با یه تیکه چسب بالای انژیوکت یه فیکس اولیه کنین(دقت کنید فقط اولیه) تا موقعی که ادامه کار رو دنبال میکنید جابجا نشه!

بعد از اون یه گاز یا پنبه زیر خروجی انژیوکت بزارین

هپارین لاک یا سه راهی یا سرمتون رو اماده کن، (همیشه از هپارین لاک استفاده کنید، روش اصولی اش همینه، به حرفای پرسنل راجب صرفه جویی هم گوش نکنید چون این ها جز هتلینگ بیمار هست و قبلا بیمه ی بیمار اونو پرداخت کرده و باید استفاده بشه)

با دست غیر غالبتون یا با کمک گرفتن از خود بیمار یا کمکی تون بالای رگ بیمار رو بگیرین تا خون خارج نشه.

اگر حس میکنین هنوز ممکنه خون خارج بشه میتونید دست بیمار رو بالا بگیرید، این خیلی کمک کننده است.

ضمن اینکه اگر گاز یا پنبه زیر انژیوکتتون بزارین اون مقداری که خون خارج میشه ایراد نداره.

حتی اگر یادتون رفت، میتونید بعد از هپاریک لاک کردن و قبل از فیکس کردن نهایی iv line دست بیمار رو با گاز یا پنبه پاک کنید.

قبل از اینکه فیکس نهایی رو انجام بدین دستکش هاتون رو دربیارید تا به دستتون نچسبه!!

نکته اینجاست که اگر از اول فیکس کامل رو انجام بدید و مواظب نباشید و خون بریزه چسب هاتون کثیف میشه ولی فیکس اولیه این ایراد رو نداره

این نکته نمیدونم اصولی باشه یا نه!! ولی

اگر خون ریختو چسباتون کثیف شد، بهتره عوض اش نکنید، چون در هر حال 48 تا 72 ساعت اینده iv line ها عوض میشه! فقط تا جایی که میشه با گاز تمیز کنید و روشو با چسب دوباره بپوشونید. چون خون ریختن کارتون رو un نمیکنه و زیر کارتون هنوز استریل هست.


شماره 11: اولین تزریق2 ، ارسالی از یکی از خانمهای ترم3 سابق (ورودی91)

روایت اول واصلی:

اطلاعات مفیدی بود ،ولی منو یاد خاطره اولین تزریقم انداخت
با اعتماد به نفس کامل داشتم آسپیره می کردم ، که چشمتون روز بد نبینه سرنگ و نیدل از هم جدا شدن،نیدل تو پرتقال(عضله)بنده خدا موند و سرنگ تو دستم
خلاصله خیلی خندم گرفت و اصلا نفهمیدم باقیشو چیکار کردم ولی خدارو شکر اون بنده خدا هم متوجه قضیه نشد
ولی خب تا حالا که بهترین خاطره کار آموزیم بوده و هیچوقت فراموشش نمی کنم.

روایت ثانی:

کاراموزی ترم3 تو درمانگاه پرستار دوتا سرنگ آماده کرد یکی رو داد به همکار گرامیم یکی هم به من،همکار گرامی با موفقیت به عضله ی سرینی اول تزریق کرد،حالا نوبت عضله سرینی بعدی شد،اومدم تزریق کنم بماند که بدون آسپیره کردن چون اصلا یادم رفته بود که به لطف پرستار یادآوری شد،حالا نمی دونم یا سرنگ و نیدل خیلی شل به هم وصل شده بودن یا نیروی من خیلی زیاد بود ،چشممو که وا کردم دیدم سرنگ تو دستمه و نیدل مونده تو عضله ی سرینی ،خیلی خندم گرفت با این حال تلاشمو کردم که به هم وصلشون کنم ولی نشد،از شانس بدم این یکی آمپول روغنی هم بود وگرنه می شد کاریش کرد ،تو اون هاگیر واگیر باید آهسته آمپول روغنی رو تزریق می کردم چون اصلا نمی شد سریع تزریقش کرد،خلاصه با اون همه تلاش هایی که صورت گرفت می دیدیم که ویتامینا از کنار عضله سرینی دارن می ریزن پایین .
عذاب وجدان دارم ولی همین که آمپول ویتامینی بود از بار عذاب وجدانم کم می کنه،ایشالا با ویتامینای بعدی در تزریقات بعدی براش جبران می کنن.


نکات:

1- آمپول مذکور، احتمال90 درصد متاکاربامول بوده،

متاکاربامول با امپول 10 میلی لیتری عرضه میشه اکثرا، و نکته اینجاست که ما حداکثر نصفشو میتونیم تزریق کنیم در یک عضله.

چرا؟

گنجایش سریع عضله دلتوئید حداکثر ۲ml  و سرین حدود ۵ml است و تزریق بیش از این میزان با درد و ناراحتی نسبتا شدید (و گاهی آبسه استریل) همراه خواهد بود و در چنین مواردی (نظیر تزریق متوکاربامول)دارو بایستی بطور منقسم در دو طرف تزریق شود.(همین کاری که پرستار مذکور انجام داده)

برای اینکه این اتفاق نبافته چند راه داره: مثلا اینکه تا حد ممکن باید سرسوزن رو به سرنگ محکم کنید و تا جای ممکن آهسته تزریق کنید، چون داروی روغنی کمی سخت از نیدل سرنگ 5میلی عبور میکنه، میشه سر سوزن رو تعویض کرد، مثلا با سرسوزن سرنگ 10 سی سی.

نکته خیلی مهم این که حتما سوزن را تا جایی که ۵ الی ۱۰ میلیمتر بیرون باشه داخل کنید چون در غیر این صورت احتمال آبسه کردن زیاد

آسپیره کردن رو فراموش نکنید، در تمام تزریقات اسپیره کردن لازمه، فقط درمورد تزریق هپارین به صورت زیرجلدی لازم نیست.

تزریقات عضلانی کنتراندیکاسیون هم دارند که حواستون باید باشه.

کنترااندیکاسیون های تزریق عضلانی :
• اختلالات انعقادی
• ادم یا ورم اندام ها یا محل تزریق
• شوک
• مصرف داروهای ترومبولیتیک
• بیماری های انسدادی عروق محیطی
• سکته قلبی یا MI





نوع مطلب : واحد اصول و فنون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 4 فروردین 1397 04:35 ق.ظ

Kudos. Numerous advice!

cialis online deutschland cialis arginine interactio where cheapest cialis cialis lowest price tadalafil 20mg tesco price cialis discount cialis 40 mg cialis what if i take i recommend cialis generico cialis generico
دوشنبه 28 اسفند 1396 10:01 ق.ظ

Valuable tips. Appreciate it!
cialis great britain estudios de cialis genricos canadian drugs generic cialis buy cheap cialis in uk cialis from canada buy cialis online legal we recommend cheapest cialis brand cialis nl cialis generic availability cialis price thailand
شنبه 25 شهریور 1396 01:01 ق.ظ
Hi! I'm at work surfing around your blog from my new apple iphone!

Just wanted to say I love reading your blog and look forward to all
your posts! Carry on the excellent work!
سه شنبه 7 شهریور 1396 05:10 ب.ظ
At this time it seems like Drupal is the best blogging platform available right now.
(from what I've read) Is that what you are using on your blog?
شنبه 4 شهریور 1396 12:57 ب.ظ
You have made some really good points there.

I looked on the net to find out more about the issue
and found most individuals will go along with your views on this site.
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:22 ق.ظ
Heya i am for the first time here. I came across this board and I to
find It really helpful & it helped me out much. I hope to provide
something again and help others like you helped me.
دوشنبه 16 مرداد 1396 06:20 ق.ظ
Excellent beat ! I would like to apprentice while you amend your site, how can i subscribe
for a weblog web site? The account aided me a acceptable deal.
I were tiny bit acquainted of this your broadcast offered
shiny clear idea
یکشنبه 4 تیر 1396 09:09 ب.ظ
چلیپا از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین اصل آیا واقعا کار خوب با من
پس از برخی از زمان. جایی در سراسر جملات شما در واقع قادر به من مؤمن اما تنها
برای بسیار در حالی که کوتاه.
من این مشکل خود را با جهش در مفروضات و شما خواهد را سادگی به کمک پر کسانی که شکاف.
که شما در واقع که می توانید انجام من می قطعا
بود در گم.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:40 ق.ظ
Undeniably believe that which you stated. Your favourite justification appeared to be at the internet the simplest
thing to have in mind of. I say to you, I definitely get
annoyed even as people consider concerns that they plainly don't recognise about.
You controlled to hit the nail upon the highest as smartly as defined
out the whole thing with no need side-effects , other people could take a signal.
Will likely be again to get more. Thank you
دوشنبه 28 فروردین 1396 10:26 ق.ظ
Simply want to say your article is as surprising.

The clearness in your post is just excellent and i can assume you're
an expert on this subject. Fine with your permission let me to grab your feed to keep updated with
forthcoming post. Thanks a million and please carry on the
gratifying work.
جمعه 15 آبان 1394 06:32 ب.ظ
سلاااااااااام
بچه ها ترم چندین شماها
سه شنبه 18 شهریور 1393 03:59 ب.ظ
منم اولین باری ک رفتم از مریض درجه حرارت بگیرم ترمومترو الکلی کردم گذاشتم ت دهن مریض.

طفلکی معلوم نیس چ کشیده.


سه شنبه 11 شهریور 1393 02:46 ب.ظ
خب حالا که جمع خاطرات جمه دوباره می گم.
کاراموزی ترم3 تو درمانگاه پرستار دوتا سرنگ آماده کرد یکی رو داد به همکار گرامیم یکی هم به من،همکار گرامی با موفقیت به عضله ی سرینی اول تزریق کرد،حالا نوبت عضله سرینی بعدی شد،اومدم تزریق کنم بماند که بدون آسپیره کردن چون اصلا یادم رفته بود که به لطف پرستار یادآوری شد،حالا نمی دونم یا سرنگ و نیدل خیلی شل به هم وصل شده بودن یا نیروی من خیلی زیاد بود ،چشممو که وا کردم دیدم سرنگ تو دستمه و نیدل مونده تو عضله ی سرینی ،خیلی خندم گرفت با این حال تلاشمو کردم که به هم وصلشون کنم ولی نشد،از شانس بدم این یکی آمپول روغنی هم بود وگرنه می شد کاریش کرد ،تو اون هاگیر واگیر باید آهسته آمپول روغنی رو تزریق می کردم چون اصلا نمی شد سریع تزریقش کرد،خلاصه با اون همه تلاش هایی که صورت گرفت می دیدیم که ویتامینا از کنار عضله سرینی دارن می ریزن پایین .
عذاب وجدان دارم ولی همین که آمپول ویتامینی بود از بار عذاب وجدانم کم می کنه،ایشالا با ویتامینای بعدی در تزریقات بعدی براش جبران می کنن.
سه شنبه 11 شهریور 1393 12:12 ب.ظ
هربار که خون از سوزن بگذره امکان لیز شدن هست.برا همین باید آروم پیستونو بکشی.
مثه من باشین هرکی می پرسه
کجا درس میخونی دخترم؟
تربت جام.
تربت جاممممممممممم!!!!
بله
تو خراسانه دیگه!!!!
اوااا آره دیگه تربت جام.نرفتین تا حالا؟؟مهد شاعر بزرگ عبد الرحمان جامی.
اها بله بله جامی
نه خاااانوم اون جامی که شما میشناسین از عشق و ارادتی که به شیخ عبد الرحمان جامی (تربت جام )داشت تخلص جامی را برگزید
بله
بعد به سرعت نور فرار کنید که سوال دیگه ای نپرسن


فعلاً ... افرین!! دقیقا!!
دوشنبه 10 شهریور 1393 04:20 ب.ظ
خاطره و شاهکار اولین تزریقم در پست(تکنیک تزریق عضلانی کم درد)با نام (یکی از خانومای ترم3).
نکته :بهتره اولین تزریقتون با آمپول روغنی نباشه چون به نظر من برای اولین تزریق یه کمی مشکله و اینطوری هیچ بلایی هم سر مریض بدبخت نمیارین.
دیگه اعتراف بیشتر از این؟!!
فعلاً ... چرا اینجا نذاشتین؟
شنبه 8 شهریور 1393 12:25 ب.ظ
نه خواهش می کنم این حرفا چیه؟؟!!!شما حق نمایندگی دارین به گردن ما.
من اسمی از لوله نیاوردم که؟؟؟؟؟!!!
اونم سریع سرنگو ازم گرفت رفت من دیگه مشغول کارای بعدش شدم نفهمیدم تو یخ گذاش ؟نذاش؟
ولی خوب خداییش اون چیزی که تو کتابامون میخونیم با کارای توی بیمارستان خیلی یکی نیستن .
برای کارآموزیم بستگی به رییس دانشگاه داره مثلا سبزوار بخش انکولوژیش بیمار نداره تا سال پیش کاراموزیشو نداشتن ولی رییس جدید که اومد گفت واسه این واحد میبرن بچه هارو مشهد.
انقد نگران اسم دانشگاه توی مدرکتون نباشین .فکر نمیکنم برای استخدام شدن دانشگاه مهم باشه برای استخدام چیزایی که مهمه
1.داشتن پارتی
2.داشتن شانس
3.قبولی در آزمون استخدامی و داشتن مقاله و...
فعلاً ... داستان لیز شدنو و اینا ، استادای ما اینو موقع خالی کردن خون تو لوله میگفتن! باید یواش بریزیم که لیز نشن!

اره بستگی داره، اینجا ادمای محافظه کاری هستن خودتون میدونید منظورم کی هست، منتها اینجا ظاهرا پول اسکان دانشجو رو ندارن، سبزوار ظاهرا فکری برا اسکان دانشجوهاش داره.

برا استخدام که نه، اخه خود تربت جامو 95 درصد مردم ایران نمیشناسن!!! اون 5 درصد هم یا خراسانی هستن خودشون یا از اون گوشه خراسان رد شدن!!

پسفردا به چه رویی میگین تربت جام فارق تحصیل شدین؟؟
اول باید بگی، ایرانو که دیدی؟ یه خراسان رضوی داره، مشهد مرکزشه، مشهد یه دانشگاه داره، که اون دانشگاه چند تا دانشکده اقماری زیر پروبالش داره، یه شهری هم هست تو همین خراسان ، اون ته ته ته زیز پونس نقشه!! یکی ازین اقماریا اونجاست!! که از بخت بد در حالی که هنوزدر حد دبیرستان بهیاری هم نبود خودش شد دانشکده علوم پزشکی ، ما ازونجا فارق تحصیل شدیم!!
پنجشنبه 6 شهریور 1393 10:10 ب.ظ
نه!!!!!!!!!!!!!!!!
شریان بود مطمئنم چون استادم میترسید .دستمو گرفته بود سوزنو خیلی تو رگ نبرم بعدشم گذاشت ببرن آزمایشگاه دیگه از بعدش خبر ندارم
این کجاش ایراد داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فعلاً ... ایراد که نه اختیار دارین، من در جایگاه ایراد گرفتن نیستم!قصد جسارت نداشتم!!
فقط چون گفتین سررنگو خالی کردین تو لوله من شک کردم بلکم اشتباه لپی شریانو با ورید جابجا نوشتین!!

من اینطور برداشت کردم که شما از نبض مریض خون گرفتید ولی جهت اندازه گیری گازهای شریانی اش نبوده و برای ازمایشات روتین بوده درسته؟؟

در هر حال خونگیری از شریان ظاهرا سخته چون باید نبضو بگیریم و از بین دو تا انگشت نیدلو وارد نبض کنیم و تست آلن داره و ... ، اگه ABG میبود که سرنگ هپارینه لازم داشتو .... و البته همون سرنگو داخل یخ میزارن میفرستن.

در هر حال ما تا حالا وارد شریان نشدیم!! چون اصولا پزشکای تربت از ازمایش ABGاستفاده نمیکنن!! و البته مریض اونقدر بدرگی هم نبوده تا حالا که مجبور بشیم از نبضش خون بگیریم، ولی تو ای سی یو دیدیم که استادمون از شریان خون گرفت.

انشاا... همگی تو کار همه چی رو یاد میگیریم، دانشجویی فقط دیدن هست. البته دیدن هم نمیبینیم ما که!! چون دانشکده که مستقل شد، دیگه مشهد ما ها هم کنسل شده، اونطور که بوش میاد اینترم جز اخرین ترم ها و ما هم جز اخرین دانشجو هایی هستیم که مشهد کاراموزی میرن!!! حتی بخشایی که تربت نداره!!
بیچاره ورودی های 92 93 و بعد!! اونا از همین حالا کنسل شده ان اونطور که اخبار به من رسیده!!!
پنجشنبه 6 شهریور 1393 06:55 ب.ظ
من ABGشو ندیدم فقط خونو از رگ گرفتم تنها چیزی که باید توجه میکردی این بود که آروم خونو وارد سرنگ کنی وگرنه گلبول قرمزا لیز میشدنو تو آزمایشگاه بدرد نمیخردن
که اتفاقا من همین کارو نکردم
فعلاً ... پس غلط املایی داشتین تو نظرتون نعیمه خانوم!!

شما درواقع از ورید خون گرفتید نه از شریان درسته؟؟!!

پنجشنبه 6 شهریور 1393 10:27 ق.ظ
سلام مرسی خوبم
خوبه حالا تاریخ آخرین بروز رسانی مطالبی که گذاشتی با آخرین باری که من نظر گذاشتم یکیه خانوووووومه نویسنده
این ABGچی هست که گرفتیمو خودمون نمیدونیم
فعلاً ... همین دیگه وقتی از شریان خون بگیرین معمولا برای اندازه گیری گازهای شریانی هست،ABG میشه : Artrial blood gases
مریضای خیلی بد رگ رو هم از شریان براشون خون میگیرن بعضی وقتا که حالا فکر نمیکنم زیاد اصولی باشه!
چهارشنبه 5 شهریور 1393 04:21 ب.ظ
برا نعیمه جون:سلام عزیزم، چه عجب یادی از ما کردی!!!
خوبی؟خوشی؟سلامتی؟
خوش میگذره؟؟؟
وقت کردی بازم بیا سمت ما،خوشحال میشیم.
برا سمیرا خانوم: بذار از ترم دگ میرین کارآراموزی و سوتی دادناتون شروع میشه، اون موقع دگ نمیتونی اصن به سوتیای ما بگی سوتی، چون هیچ کدوم از اینا به اندازه تجربه کردنش قابل لمس نیس!
چهارشنبه 5 شهریور 1393 11:38 ق.ظ
باورتون میشه من فقط ی آنجوکت نصفه و ی خون شریانی یکبار دارو وچندبارم فشار گرفتم.
اینجا سالن بیمارستانش از خیابون المهدی تربتم(خصوصا عصرا که خودمون تعطیل میشدیم)هم شلوغ ترهه.همه رشته ها در ترمای مختلف از دانشگاه آزادو سراسری گرفته تا ترمای 7و8 پرستاری انترنای پزشکیو طرحیا که 24 ساعت بیمارستانو اشغال کردن.قدر بیمارستان خلوتو بدونین .شماتو کار عملی خیلی حرفه ای تر میشین وقتی رفتین طرح بیمارستانای دیگه اونجا تفاوت خودتونو با دیگران احساس می کنید.
فعلاً ... آخی، راست میگین، البته نیمه پر لیوانو ببینید مثلا ما هیچکدوم ABG نگرفتیم که شما گرفتین!!!
چهارشنبه 5 شهریور 1393 11:18 ق.ظ
سلام و عرض خسته نباشید و دمتون گرم که همین چند نفرچند نفری وبلاگو سرپا نگه داشتین.
این قسمت و چندتا قسمتای دیگه واقعا جالب بودن.
موفق باشین
فعلاً ... سلامت باشید ممنون، چ عجب ازین طرفا؟،
واقعا خوشهال شدم برگشتین.

آرزومند آرزوهای خوب شما.
چهارشنبه 5 شهریور 1393 10:41 ق.ظ
سلام به همگیتون با این گافای ضایعتووووووون.....
بااین همه سوتی و خرابکاری مشکلی واستون پیش نیومد؟؟؟؟؟
خیالم راحت شد کسی با ما کاری نداره....
ولی این توصیه های بعدش خعععلی عالیه به درد ماها میخوره،واقعاممنون...واقعانکته های خوبیه...پاکش نکنیداا بزارین باشه بخونیم باز.
فعلاً ... حالا خودتونم کاراموزی میرین!!! گافای شمارم میبینیم!!!
اتفاق خاصی که نه، فقط یه کشته بود که اقای اب داشتن سر فشار گرفتن، بقیه نه!
دوره دانشجویی دوره اشتباه کردنه تا اشتباه نکنی که یاد نمیگیری!! خیلی بهتره که بعد تو طرح مثلا اشتباه کنیم!!!

نه حذف نمیشه،خیالتون راحت، شما هم ازین خطاها دارین منتشر کنین. بی نام با نام هر جوز راحتید خوبه بازم بقیه استفاده میکنن.
سه شنبه 4 شهریور 1393 06:19 ب.ظ
آره یادمه، با یاداوری اخم پیرمرده الان ک الانه میترسم
فعلاً ...
سه شنبه 4 شهریور 1393 06:16 ب.ظ
نظر قبلی از بماند107 بود
سه شنبه 4 شهریور 1393 06:15 ب.ظ
کاراموزی ترم 4 بخش جراحی ،یه مریض جدید اومد به بخش،پرستار خودش انژیوکتشو زد ،موقع پایین اومدن از تخت چشمش افتاد به خونای رو زمین گفت اینا خونای منه؟؟؟ اگه قرار باشه هر دفعه همین قد خون ازم بره که میمیرم!!پرستارم گفت نه پدرجان هر چقد خون از دست بدی دو برابرش جایگزین میشه،در واقع خیلی جون دوست و خیلی هم خون دوست بود،بعد یه مدت باید می رفتم سرم یکی از مریضای اتاقی رو که به عهده من بود عوض می کردم،اتفاقا همون اقا بود، به دو اساتیدی که همراهم بودن گفتم هپارین لاگ لازمه گفتن نه تو رو رگشو بگیر ما سریع عوضش می کنیم ،منم رو رگشو گرفتم ولی خونا قولوپ قولوپ میومدن بیرون،تا اساتید سرم رو عوض کردن چسبا پر خون شد، حالا اومدیم سلیقه به خرج بدیم چسبا رو عوض کنیم دستکشا هم پلاستیکی بودن و چسبیده بودن به چسبا،همین طور که داشتیم جدا می کردیم، نصف انژیوکت اومد بیرون،که یکی از اساتید کامل انژیوکتو کشید بیرون چون به نظرش un شده بود، هیچی دیگه سه تایی مون ساکت یه پنبه گذاشتیم روش و یواش یواش از اتاق اومدیم بیرون اون اقا هم احتمالا نفهمید چه دسته گلی به آب دادیم چون چیزی نگفت ، به پرستار گفتیو بنده خدا هم گفت اشکالی نداره دوباره میرم براش می زنم ولی خیییلی خوبه که دو برابر خونش جایگزین میشه.
فعلاً ...
دم اساتید گرم!!! پس بین علما اختلاف بوده که بی خیال انژیوکت بعدی شدین!!؟
از همین جا به اون استادی که فتوای un شدن انژوکت دادن خسته نباشید عرض میکنم!!!

آقا یه چیزی بگم عذاب وجدان دارم!! شده نورتلیپ تیلین و متورال تخت 16 رو به 15 بدین که اصن دارو نداشته!! انوگزاپارین 60 تخت 7 رو به 12 بدین که انوگزا نداشته!! به تخت 10 که انوگزای 40 داشته 60 بدین، به تخت 7 که انوگزای 60 داشته انوگزای 40 بزنین چون انوگزای 60 تتون تموم شده!!؟؟؟ یا فقط من اینقدر پیچیده دارو عوضی میدم!!؟؟؟ خدارو شکر اونقدر خطرناک نیستن باز این داروها!!!!
دوشنبه 3 شهریور 1393 09:17 ق.ظ
کارآموزی ترم3بخش داخلی
پرستارگفت برو سفتریاکسون مریضتو بزن منم رفتم زدم و برگشتم به پرستار اطلاع دادم باتعجب گفت مگه ست سرم داشتی ؟ گفتم نه.گفت وریدی زدی؟ گفتم بله با عجله رفت اتاق بیمار و برگشت گفت باید سفتریاکسون انفوزیون میشد.خدا خیرش بده استاد کاراموزیمونو خیرش بده که اطلاعاتش اصلا آپدیت نشده بود چون به اتفاق هم رفته بودیم رو سر بیمار!!!
نتیجه:1-سفتریاکسون باید انفوزیون بشه 2-زیاد دست شما نیست اما شانس بیارین اطلاعات استاد کاراموزیتون به روز باشه ،خداییش ترم سه گروه ما از استاد شانس نیاوردیم
دوشنبه 3 شهریور 1393 03:05 ق.ظ
وااا چرا اینقدر اشتباه تایپی داشت ؟؟؟
فعلاً ... ایراد نداره پیش میاد برا همه!!
دوشنبه 3 شهریور 1393 03:01 ق.ظ
کارآموزیای ترم3، تو اتاق کار و موقع زدن آنژیوکت یه بیمار ،دیدیم گارو نیست،اما آ.ف خیلی ماهرانه سریع یکی از ست های سرم رو باز کردن و به عنوان گارو استفاده کردیم کار به خوبی چیش رفت. از قضا تو درمانگاه،یه خانوم مسن پلاستیک بدست اومد تو اتاقو گفت باید اینادو بزنین ،گفتیم بدود اطلاع مسئولمون نمی تونیم و بعدش خانوم دکتر اومدو گفت دانشجویین؟ زودباشین دودباشی آنژیوکتو بزنین که باید آندوسکوپی بشه و بعدش رفت،یهو اعتمتد بنفسه زد بالا و دس بکار شدیم حالا اینورو بگرد اونورو بگرد گارو رو پیدا نکردیم که چشممون اتاد به ست سرم که اونم از پایه ی سرم آویزون بود و از مریض قبلی بود،خیلی سریع اونو جایگزین گرو کردیم،خ.ش اومد و یه نگا به مریض و یه نگا به ما و از همه بدتر به گارومون(ابتکارمون)انداخت و گفت این چیه؟ ما هم کم نیاوردیم و براش توضیح دادیم که به عنوان گارو استفاده کردیم،یه سری تکون داد و گفت تا حالا زدین ؟گفتیم بله (اونم یه بار).
نتیجه:1- تا زمانی که کارآموزین بدون اطلاع استاد کاری نکنین حتی اگه دکتر بگه 2-هیچ کار غیر اصولی رو انجام ندین حتی اگه یه شخص با تجربه اونو انجام بده
فعلاً ... آ.ف کیست؟ استاد؟ پرسنل؟ دوستاتون؟
یکشنبه 2 شهریور 1393 12:39 ب.ظ
رفتم فشار بگیرم گوشی تو جیبم بود، فک کردم رو گوشمه هرچی زور زدم نتونستم صداشو بشنوم...
گفتم گوشی حتما خرابه...بیمار گفت گوشیو یادت رفته بزاری رو دستم..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :